جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ شهریور ۳۱, شنبه

مجاهد شهید جهانبخش دست نشان


مشخصات مجاهد شهید جهانبخش دست نشان
محل تولد: بهبهان
تحصیلات: دانش آموز
سن: 20
محل شهادت: فسا
تاریخ شهادت: 1360

مریم رجوی:  از خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی می‌خواهم که با حضور بر سر مزار شهیدان، حق پایمال‌شده خود برای برپایی مراسم بزرگداشت فرزندان قهرمان خود را به رژیم آخوندی تحمیل کنند. 

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
https://t.me/shahidanAzadai96

۱۳۹۷ شهریور ۲۶, دوشنبه

مجاهد شهید جمشید زارع بلیطی


مشخصات مجاهد شهید جمشید زارع بلیطی
محل تولد: اهواز
شغل: -
سن: 27
تحصیلات: متوسطه
محل شهادت: اهواز
تاریخ شهادت: 1361

مریم رجوی: از خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی می‌خواهم که با حضور بر سر مزار شهیدان، حق پایمال‌شده خود برای برپایی مراسم بزرگداشت فرزندان قهرمان خود را به رژیم آخوندی تحمیل کنند. 

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۷ شهریور ۱۷, شنبه

مجاهد شهید زینب باقری چیمه


مشخصات مجاهد شهید زینب باقری چیمه
محل تولد: اهواز
شغل: كارمند هواپیمایی ایران ایر
سن: 27
محل شهادت: اهواز
زمان شهادت: 1367

مجاهد شهید زینب باقری به همراه پروین باقری، نادره رضایی، ناهیل کی کاووسی، زهرا میرزایی، منیره مرادی، زهرا عفری، سکینه دلفی، فاطمه حاجیان، سال 67 در اهواز به جوخه های اعدام سپرده شدند.

بعد از ملاقات زینب با لبخند زیبایش گفت بچه ها به خانواده ام گفتند سند بیارن برای آزادی من، همگی خوشحال شدیم بغلش کردیم، ولوله افتاده بود توی بند همه می خواستند با چیزهای ابتدایی که داشتیم هدیه ای برایش تهیه کنند.
هفته بعد زینب با همه ما خداحافظی کرد وسایلش را به بچه ها بخشید و رفت هنوز گیج رفتنش بودیم که در بند باز شد و با کمال تعجب زینب عصبانی و ناراحت وارد بند شد، چی شده چرا برگشتی، هیچی گفتند فعلا آزادی من عقب افتاده، همه پکر و ناراحت شدیم. زینب ماند تا 2ماه بعد به جوخه های اعدام شپرده شد.



مریم رجوی: قیام و جنبشی که امروز در سرتاسر میهن جریان دارد، امتداد همان ایستادگی سرخ‌فام است و کانونهای شورشی و پیشگامان جنبش دادخواهی ادامه‌دهندگان راه همان قهرمانان‌ هستند.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید



۱۳۹۷ شهریور ۱۲, دوشنبه

مجاهد شهید غلامرضا ترکپور


مشخصات مجاهد شهید غلامرضا ترکپور
محل تولد: آبادان
تحصیلات: ديپلم
سن: 34
محل شهادت: اصفهان
تاریخ شهادت: 10-6-1367

مجاهد شهید غلامرضا ترکپور از فرزندان دلیر مردم آبادان بود که در ۱۱ آذر ۱۳۳۳  بدنیا آمد و در همان آبادان بزرگ شد ، در همان کودکی پدر خود ( یدالله ترکپور )  را که کارگر شرکت نفت بود  از دست داد . 

خاطراتی از خواهر شهید :‌
بعد از فوت پدر ، مادرم با رنج و سختی فراوان فرزندان خود را بزرگ کرد و دلاورانی  مثل غلامرضا را تحویل جامعه داد . بعد از جنگ ایران و عراق بناچار به اصفهان رفتیم. قبل از شروع اعدام های ۶۷ یک روز از طرف اطلاعات  مادرم  را خواستند و خبر شهادت حمیدرضا را (که در جریان عملیات چلچراغ به شهادت رسیده بود) به او دادند، مادرم هم دستهايش را به آسمان بلند كرده و با صدای بلند و محكم فرياد زده بود:

خداوندا ترا شكرگزارم كه فرزندم در راه حسين شهيد شد نه برای دزدی و فروش مواد و قتل درهمين حال پاسدار جنايتكار او را كه روی صندلی نشسته بود با لگد میزند و به او فحش و ناسزا گفته و به بيرون پرتش کردند. 


برادرم غلامرضا علیرغم علاقه بیش از حدی که به فرزندش ( سولماز ) داشت ولی بدلیل ممنوع الملاقات شدن آخرین دیدار را با فرزند خردسالش انجام نداد اما بعد که وسایل این شهید را تحویل خانواده دادند این شعر را در دفترچه اش برای سولماز نوشته بود: (این شعر را شهید ناصر از زبان غلامرضا برای فرزندش سروده بود).

هفتمين بهار زندگيت مبارك باد
غنچه باتو ميخندد وگل باتو ميگريست، گل از تو ميگفت وبهار از تو ميشنيد
سولماز! دختر كوچكم سلام 
من بابا هستم!
بامن بگو، بامن بخند و بامن بگری وبامن بخسب 
مثل غنچه كه باتو ميگفت، مثل گل كه باتو ميگريست
سولماز! دخترم! ديروز درباغچه كوچك بی باغبان هواخوری ترا درغنچه ای ديدم كه بر برگهای هفتمين بهار زندگيش فردا گل ميشود
دخترم اين عطرتوست كه بهاران را معطر و اين اشك توست كه قلب مرا پرپر
ميدانم كه ميدانی غنچه‌ام در برگچه زندانی است و با اولين بهار و با نوازش اولين باد غنچه ازاد ميگردد! گل ميشود 
وشعر ديگری كه نوشته شده بود
ای پروانه های پرپر زدن ارزوهای بزرگ 
درگذرگاه كوچك و باريك زندگی باران غم برشيشه پنجره تان باريد وباد به عبث تاروپود درخت ميوتان را تكيد.
خاطره ديگری كه از برادرم دارم این است که  با كمك دوستانش در زندان یک صدتومانی كه رويش نوشته بودند سلام آخرين ، از زير درب ورودی سالن ملاقات به بيرون دادند كه كمك مالی بسازمان بود . 

آری یاد این شهیدان را نه فراموش میکنیم و نه میبخشیم.
یاد مجاهد شهید غلامرضا ترکپور گرامی باد

مریم رجوی: مجاهدان و مبارزان قتل‌عام شده در سال ۶۷، سردارها را از خود بلند کردند تا ملت ایران در یکی از تاریک‌ترین ادوار تاریخ‌اش سربلند بماند.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۷ شهریور ۲, جمعه

مجاهد شهید ایرج محمدی


مشخصات مجاهد شهید  ایرج محمدی (جمشیدی)
محل تولد: بهبهان
تحصیلات: ديپلم
سن: -
محل شهادت: تهران
تاریخ شهادت: 1367

مختصری از زندگینامه مجاهد شهید ایرج محمدی

پول را به کسی دادم که از من و تو مستحق‌تر بود

ایرج محمدی در سال 1340در روستای «تنگ تکاب» بهبهان متولد شد، تحصیلاتش را تا اخذ دیپلم تجربی با رتبهٴ اول در شهر زادگاهش گذراند. او همواره به‌عنوان یک شاگرد نمونه مورد توجه و تشویق آموزگاران و کادر آموزشی این شهر قرار داشت و به مسابقات علمی مختلف دعوت می‌شد. در یکی از مسابقات مشاعره که در سطح استان خوزستان برگزار می‌گردید ایرج مقام نخست را به‌دست آورد و توجه بسیاری از کادر‌ها ی علمی استان را به خود جلب کرد. برادرش در بارهٴ شخصیت ایرج می‌نویسد: «ایرج به‌رغم سن کمی که داشت به‌دلیل وقار وشخصیتش طرف حساب همه اهالی محل بود اهالی به‌دلیل این‌که بسیاری از تضادهای آنان را حل می‌کرد به او شیخ ایرج می‌گفتند و به نظراتش احترام می‌گذاشتند، او تعطیلات تابستانی را برخلاف سایر هم‌سن‌هایش بجای تفریح و بازی به کارگری می‌پرداخت و دستمزدش را قبل از آمدن به خانه به مستمندانی می‌داد که تنها خودش می‌شناخت، مادرش به شوخی به او می‌گفت تو که سرکار رفتی پس پولت کو؟ او در پاسخ می‌گفت پول را به کسی دادم که از من و تو مستحق‌تر بود». ایرج با شروع اعتراضات سیاسی که از دیماه سال 56آغاز و منجر به انقلاب و سرنگونی سلطنت در ایران شد، فعالانه شرکت می‌کرد. 
این فعالیتها برای ایرج فقط محدود به شرکت در تظاهرات و اعتراض نبود بلکه نوعی از سازمانیافتگی را به همراه داشت، این یکی از خصوصیات برجسته ایرج بود که با دوستانش یک هستهٴ فعالی را سازمان داده و به شکل سازمانیافته در اعتراضات شرکت می‌کردند. ایرج در کوران انقلاب با سازمان آشنا شد و به‌سرعت جذب اهداف و آرمانهای ایدئولوژیکی سازمان گردید. او در نخستین روزهای پس از پیروزی انقلاب به‌همراه تنی چند از دوستانش «انجمن ارشاد» هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران در شهر بهبهان را تأسیس کردند. در کادر همین انجمن نشریه‌یی به‌نام «هدایت» را در سطح مدارس شهر منتشر می‌کرد. او هم‌چنین مسئولیت تشکیلاتی بسیاری از دانش‌آموزان هوادار سازمان در شهر بهبهان را برعهده داشت. به‌رغم سن کمش(18سال) در انجام وظایف محوله از سوی تشکیلات هیچ مانعی را به‌رسمیت نمی‌شناخت این روحیه جنگنده از او عنصری مسئول و پاسخگو ساخته بود. به‌دلیل شایستگی‌هایش مسئولیت تشکیلات هواداران در شهر‌های گچساران و یاسوج مرکز استان کهگیلویه و بویراحمد را نیز برعهده داشت. ایرج در فروردین سال 1360در حالی که نشستی را با هواداران سازمان در شهر یاسوج اداره می‌کرد، توسط حمله پاسداران به محل نشست دستگیر و روانه زندان شد، او برای این‌که هویت و به‌دنبال آن اسرار سازمانی را از پاسداران مخفی نگاه دارد خود را «ایرج جمشیدی» از اهواز معرفی کرد و تا سال 64با همین نام در زندان یاسوج به‌سر برد و به این ترتیب تمامی اسرار خود را محفوظ نگاه داشت. اما در سال 64از سوی یکی از توابین که در گذشته تحت مسئول او بود و در زندان نیز در کادر تشکیلاتی که ایرج هدایت میکرد قرار داشت، لو رفت و علاوه بر نام اصلی تمامی فعالیت‌های او برای دشمن آشکار گردید. از جمله راه‌اندازی تشکیلات هواداران در زندان و ارتباط تشکیلات داخل زندان با شهید الله‌قلی خان جهانگیر‌ی نیز برای دشمن آشکار گردید. ایرج را به‌دلیل این فعالیتها مجدداً پس از شکنجه‌های فراوان و بازجویی به دادگاه برده و در دادگاه به او حبس ابد داده شد. پس از ابلاغ حکم او را به زندان اوین در تهران تبعید کردند و پس از دورهٴ کوتاهی از اوین به زندان قزلحصار منتقل شد. ورود او همزمان بود با دورانی که داوود رحمانی و باند لاجوردی به حاشیه رفته بودند، دورانی که زندانیان آن را (درباز) که اشاره به دوران پس از سلطه مطلق باند لاجوردی است می‌نامیدند. فعالیتهای ایرج در قزلحصار نه تنها کم نشده بلکه به فعالیت‌هایش در کادر تشکیلات زندان افزود. او در اعتصاب غذاهای اعتراضی پی در پی که از تابستان 65و سراسر سال 66اوین و گوهردشت را در نوردید فعالانه شرکت داشت. از بهار سال 65با تغییراتی که در ساختار اداره‌ی زندانها در رژیم ایجاد شد مدیریت زندان قزلحصار به شهربانی واگذار گردید از این‌رو کلیه زندانیان سیاسی از زندان قزلحصار به اوین و گوهردشت منتقل گردیدند، در تقسیم بندی اولیه زندانیان بالای 15سال و زندانیانی که حکمشان پایان یافته و دوران ملی‌کشی را می‌گذراندند به اوین منتقل شدند از جمله ایرج که با حکم ابد به اوین منتقل شد. سرانجام ایرج قهرمان در سن 27سالگی و پس از گذراندن 7سال و 4ماه زندان توأم با شکنجه‌های فروان در مرداد ماه سال 67قهرمانانه بر طناب دار بوسه زد و مرگ را
در برابر اراده‌ی مجاهد خلق به سخره گرفت.

درود، درو، درود روحش شاد و یادش گرامی باد...

مریم رجوی: یکی از خیانت‌بارترین مظاهر سیاست مماشات در سه دهه گذشته، چشم فرو بستن بر قتل‌عام زندانیان سیاسی است که جنایت علیه بشریت و بزرگترین جنایت سیاسی بعد از جنگ جهانی دوم است.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۷ مرداد ۳۰, سه‌شنبه

مجاهد شهید احمد چشم براه


مشخصات مجاهد شهید احمد چشم براه
محل تولد: بندرعباس
شغل: کارگر
سن: 18
تحصیلات: -
محل شهادت: بندرعباس
تاریخ شهادت: 1360

متاسفانه از اين شهيد  قهرمان عکس، خاطرات و زندگینامه نداريم بنابراين از هموطنانى كه اين قهرمان خلق را مي‌شناسند درخواست داريم اطلاعات خود را به آدرس aida.nikjo@gmail.com براى ما ارسال كنند.

مریم رجوی: از عموم هموطنان می‌خواهم در کارزار ملی جمع‌آوری اطلاعات شهیدان، پیدا کردن مزارهای پنهان‌شده، و افشای آخوندها و جلادان دست‌اندرکار این جنایت، فعالانه مشارکت کنند.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۷ مرداد ۲۴, چهارشنبه