جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ خرداد ۵, دوشنبه

مجاهد شهید سیدعبدالله صدرکشکوئی


مشخصات مجاهد شهید سیدعبدالله صدرکشکوئی

محل تولد: بندرعباس
سن: ۲۹
تحصیلات: دانشجو
محل شهادت: کرمانشاه
تاریخ شهادت: ۱۳۶۷

سیدعبدالله صدرکشکوئی بعد از قیام ضدسلطنتی با سازمان آشنا شد. در خرداد۵۹ برای ادامهٌ تحصیل به ایتالیا رفت. در آن‌جا با هواداران سازمان ارتباط برقرار کرد. در سال۶۰ وقتی خبر اعدامها و جنایتهای بیشمار رژیم خمینی را شنید نتوانست به تحصیل خود ادامه دهد و به‌طور تمام‌وقت در ارتباط با انجمن هواداران به فعالیت پرداخت .«…‌یک واقعیتی ر ا می‌خواستم بازگو کنم و آن این‌که همیشه مهر عجیبی از برادر (مسعود) در قلب من بود حتی بعد از انقلاب۵۷ که هنوز برادر را و کلاً سازمان را نمی‌شناختم به برادر علاقهٌ خاصی داشتم و هیچ‌گاه حاضر نبودم که کسی در رابطه با او چیزی بگوید… هر وقت صحبتهای او را می‌شنیدم یا عکسی از او را می‌دیدم به‌سرعت عکس‌العمل نشان می‌دادم و گاه نیز اشک شوق می‌ریختم… بگذارید خون من هم قطره‌یی افزون بر این سیل خروشان بنیاد‌بر‌کن ارتجاع خمینی بدطینت شود… تقاضای خود را از سازمان پرافتخار مجاهدین خلق ایران مبنی بر اعزام این‌جانب به منطقه برای دیدن تعلیمات و آموزشهای نظامی تسلیم می‌دارم. تا بتوانم از نزدیک با دشمن ضدبشری خمینی دجال درگیر بوده و جان ناچیز خود را که هدیه‌یی است کوچک برای آزادسازی خلقم و میهنم تحت رهبری مریم و مسعود فدا نمایم… ».تقاضانامه‌ـ ‌مهر‌
این‌چنین بود که عبدالله قهرمان که برای آزادسازی خلق و مینهش به کاروان فروغ جاویدان پیوسته بود ، با فدای خویش سر بر قدوم آزادی نهاد و جاودانه شد.پیکر پاکش در خاکپای سرور شهیدان حسین‌بن‌علی‌(‌ع‌) در کربلا به خاک سپرده شد.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۹ اردیبهشت ۷, یکشنبه

مجاهد شهید سیدمهراب هاشمی‌باجگیرانی


مشخصات مجاهد شهید سیدمهراب هاشمی‌باجگیرانی

محل تولد: آبادان
سن: ۲۷
شغل: تعميرکار
محل شهادت: کرمانشاه
تاریخ شهادت: ۱۳۶۷

«… من سیدمهراب هاشمی‌باجگیرانی در محلهٌ کفیشه آبادان به دنیا آمدم. پدرم دهقانزاده و کارگر شرکت نفت و مادرم زنی خانه‌دار بود. وضعیت اقتصادی ما هم مثل سایر خانواده‌های کارگری بود و در کنار تحصیل در تعمیرگاه به پدرم کمک می‌کردم. با شروع انقلاب ضدسلطنتی من نیز به حرکت عظیم و توفندهٌ خلق پیوستم.با شروع جنگ ایران و عراق خانوادهٌ ما هم آوارهٌ جنگی شدند. مدتی در شیراز و مدتی در اصفهان بودند و بالاخره در شاهین‌شهر سکنی گزیدند…۳۰خرداد سال۶۰ فرا رسید، برایم لحظهٌ تصمیم‌گیری بود، یا سکوت و ذلت یا جنگ با رژیم خمینی، و تصمیم را گرفتم و به‌دنبال ارتباط با سازمان برآمدم. ‌اواخر سال۶۰ به یک هستهٌ مقاومت در شاهین‌شهر وصل شدم و تا سال۶۲ فعالیت می‌کردم. سال۶۲ دستگیر شدم و به زندان افتادم. حدوداً‌۱۵ماه در زندان اصفهان بودم.بزرگترین تجربهٌ زندگیم و تعیین‌کنندهٌ راهم، زندان بود. در آن‌جا با سازمان بیشتر آشنا شدم و از نزدیک با بچه‌های سازمان آشنایی پیدا کردم و به عمق جنایت رژیم پی بردم. آبان سال۶۳ از زندان آزاد شدم. بالاخره در روز ۲۰آذر۶۵ به وسیلهٌ پیک سازمان از کشور خارج شده و وصل سازمان شدم».مجاهد شهید مهراب هاشمی طی ۲سال بعد از ورودش به قرارگاه اشرف، در چند رشته از نبردهای آزادیبخش شرکت کرد و با دستهایی پر از تجربهٌ نظامی و قلبی سرشار از شور و عشق، پای در نبرد نبردها، فروغ جاویدان، گذاشت.او فرماندهی یک دستهٌ رزمی را به‌عهده داشت. پس از سه روز درگیری و رزم، روز چهارشنبه ۵مرداد بر اثر شلیک موشک توسط هلیکوپترهای دشمن و اصابت ترکش به سرش به‌شهادت رسید وهمچون برادر قهرمان دیگرش مسعود، به کهکشان جاودانه‌فروغها پیوست.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۹ فروردین ۱۶, شنبه

مجاهد شهید هادی مرادی


مشخصات مجاهد شهید هادی مرادی

محل تولد: بندرشاپور
سن: ۲۸
محل شهادت: کرمانشاه
تاریخ شهادت: ۱۳۶۷

«سال۵۷ که اعتراضات مردمی علیه رژیم آریامهری شروع شد، من هم مثل دیگر مردم ستم‌کشیده وارد این اعتراضات مردمی شدم. هر وقت که تظاهرات یا پخش اعلامیه‌یی بود من هم آن‌جا بودم. بعد از قیام در سال۵۹ با سازمان آشنا شدم. از اوایل سال۵۹ در ارتباط فعالتر با نهاد دانش‌آموزی قرار گرفتم و فعالیت می‌کردم». 
هادی مرادی پس از ۳۰خرداد۶۰ مدتی عضو تیمهای عملیاتی بود. در ۲۵آبان۶۰ دستگیر و روانهٌ زندان شد. ۵سال در زندانهای مختلف زیر شکنجه‌های وحشیانه قرار داشت. پس از خلاصی از زندان در بهمن۶۵ از ایران خارج و عازم منطقهٌ مرزی شد. پس از تشکیل ارتش‌آزادیبخش در یکانهای رزمی سازماندهی شد و در نبردهای مختلف از‌جمله آفتاب و چلچراغ شرکت داشت. در عملیات فروغ جاویدان قهرمانانه جنگید و سرانجام خون پاک خود را نثار راه آزادی کرد. 
«… هم اینک در کشور عزیزمان ایران دههاهزار نفر از بهترین فرزندان خلق ایران در زیر تیغ جلادان ضدبشر هستند و هزاران چشم گریان است و مادران عزیز ازدست‌داده و هزاران کودک…تنها با امید به پیروزی به حیات خود ادامه می‌دهند. به‌خاطر همین امید و آرمان بود که من به سازمان مجاهدین پیوستم تا با بزرگترین دیکتاتور قرن چنگ در چنگ شوم و همراه با سایر مجاهدان، حق غصب‌شدهٌ خلق ایران را از حلقوم این جلادان ضدبشر به‌درآوریم… ما مجاهدان با رهنمود‌های رهبری عزیزمان برآنیم که تا تحقق آرمانهای خلق قهرمان یعنی رسیدن به جامعه‌یی عاری از زور، بهره‌کشی و استبداد و استثمار به مبارزهٌ خود ادامه دهیم…». وصیت‌نامه ‌ـ‌ ۱۸اردیبهشت۶۶ 

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۹ فروردین ۹, شنبه

مجاهد شهید سیدرضا گل مریمی


مشخصات مجاهد شهید سیدرضا گل مریمی

محل تولد: آبادان
سن: ۳۹
محل شهادت: کرمانشاه
تاریخ شهادت: ۱۳۶۷

رضا در خانواده‌یی زحمتکش در آبادان بزرگ شد و با درد و رنج مردم محروم آن مناطق آشنا بود. در شرکت کشتیرانی ملی ایران (آریا) کار می‌کرد. چهرهٌ محبوب و مورد علاقهٌ مردم آبادان و نمایندهٌ ملوانان بود. در سال۵۹ هوادار مجاهدین شد. در محیط کارش و در بین کارگران و ملوانان از مواضع سازمان دفاع می‌کرد. پس از شنیدن پیام «هل من ناصر» برادر مجاهد مسعود رجوی در قتلگاه سیدالشهدا در کربلا، به ندای رهبرش لبیک گفت و در دیماه سال۶۵ از ایران خارج شد. در سال۶۶ خود را به منطقهٌ مرزی رساند و در یکانهای رزمی ارتش آزادیبخش سازماندهی شد. در عملیات فروغ جاویدان با دلاوری تمام جنگید و سرانجام در نبردی حماسی به شهادت رسید و به کهکشان جاودانه‌فروغهای آزادی پیوست. پیکر پاکش به کربلا انتقال یافت و در خاکپای سرور آزادگان حسین‌بن‌علی‌(ع) به خاک سپرده شد. 
«…‌من سیدرضا گل‌مریمی (ملوان کشتیرانی ملی ایران)… با احساس مسئولیت و تعهد به رهبری نسل فدا و ایثار مسعود و مریم برای ادای دینم نسبت به خلق و انقلاب نوین ایران، به‌خصوص رهایی کارگران و محرومان از قید و بند استثمار و بهره‌کشی، آماده‌ام تا همراه با دیگر رزمندگان ارتش آزادیبخش ملی ایران، خلق قهرمان ایران را به‌سوی یک جامعهٌ بی‌طبقهًٌ توحیدی و عاری از هرگونه طبقات و ظلم و ستم یاری دهیم. امیدوارم که آن شایستگی را داشته باشم تا در رکاب این رهبری و سازمان مجاهدین خلق ایران آتش خشم یک خلق را بر روی مزدوران خمینی ضدبشر و سفاک هر‌چه بیشتر فروباریم…». وصیت‌نامه 

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۹ فروردین ۷, پنجشنبه

مجاهد شهید سیروس عسگری


مشخصات مجاهد شهید سیروس عسگری

محل تولد: مسجد سليمان
سن: ۲۶
تحصیلات: متوسطه
محل شهادت: اصفهان
تاریخ شهادت: مرداد ۱۳۶۷

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۸ اسفند ۲۶, دوشنبه

مجاهد شهید ناهید کیکاوس نژاد


مشخصات مجاهد شهید ناهید کیکاوس نژاد

محل تولد: ایذه
شغل:
سن: ۲۵
تحصیلات: ديپلم
محل شهادت: اهواز
تاریخ شهادت: ۱۱مرداد ۱۳۶۷

«چرا اعدامم نمی‌کنید؟ چرا هر شب مرا می‌برید اعدام مصنوعی و دائم زیر شکنجه و آزار و اذیتم قرارمی‌دهید؟»
مجاهد شهید ناهید کیکاوس‌نژاد در اسفند ۴۲در ایذه متولد شد و تحصیلات خود را تا گرفتن دیپلم ادامه داد. ناهید در ۱۱مرداد ۶۷در جریان قتل‌عامها تیرباران شد.
برادر مجاهدش، شهید سیاووش کیکاوس‌نژاد، که در تیرماه سال ۷۸پس از یک نبرد قهرمانانه با مزدوران رژیم به‌شهادت رسید، درباره خواهر مجاهدش نوشته است: «ناهید بعد از انقلاب، در سال ۵۷در دبیرستان با مجاهدین آشنا شد. او در سال ۶۱دستگیر و بعد از یکسال و نیم بلاتکلیفی و تحمل وحشیانه‌ترین شکنجه‌ها به حبس ابد محکوم شد. در آن زمان ناهید بیش از ۱۸سال نداشت و در زندان کارون اهواز حبس بود. یادم هست زمانی که خواهر و برادرم را به جرم هواداری از سازمان مجاهدین دستگیر کردند، من سیزده سال بیشتر نداشتم.
بعد از چند ماه که برای اولین بار به ملاقات ناهید رفتیم با این که معلوم بود به‌شدت شکنجه شده، با این‌حال در مقابل پاسداران کوتاه نمی‌آمد و در زمان ملاقات هم مرتب با آنها درگیری داشت. یکبار حدود ۴۰روز در اعتصاب‌غذا بود. پاسداران برای خانواده‌ام پیغام دادند که دادگاه انقلاب و دادستان استان، با آنها کار دارند. وقتی به اتفاق پدرم نزد دادستان رفتیم، ناهید را آوردند و جلو پدر نابینایم شروع به تهدید کردند.
دادستان به ناهید می‌گفت که اگر اعتصابت را نشکنی، همین حالا پدر پیر و برادرت را زندانی می‌کنم. ناهید در جوابش گفت: «طرف حساب شما من هستم، به پدر و مادرم چه‌کاردارید؟ شما باید با من روبه‌رو باشید و کاری به پدر و برادرم نداشته باشید. بعد برگشت و جلو دادستان به پدرم گفت اصلاً ناراحت نباش. آن خمینی دجّال هم هیچ غلطی نمی‌تواند بکند، تا چه رسد به اینها. ناهید سرانجام، بعد از ۴۰روز اعتصاب‌غذا و ۱۰روز هم اعتصاب خشک درون زندان، از آنجاکه رژیم مجبورشد به خواستهای او و سایر اعتصاب‌کنندگان تا حدودی رسیدگی کند، به اعتصاب خود خاتمه داد. هر وقت که به‌ملاقات او می‌رفتیم با روحیه‌یی رزمنده خطاب به مزدوران می‌گفت:‌
«چرا اعدامم نمی‌کنید؟ چرا هر شب مرا می‌برید اعدام مصنوعی و دائم زیر شکنجه و آزار و اذیتم قرارمی‌دهید؟»
مقاومت ناهید در زندان هم‌چنان ادامه داشت تا این که بیدادگاه « انقلاب اهواز» به ما خبر داد که او را در ۱۱مرداد ۶۷در اهواز تیرباران کرده و همان‌جا دفن کرده‌اند. برای پدرم که نابینا بود شنیدن خبر شهادت ناهید بسیار سنگین بود. او درست روز چهلم ناهید سکته کرد و فوت نمود».

مریم رجوی: وقتی در میدان اعدام گفتند درود بر آزادی و مرگ بر ارتجاع، این خلق ایران بود که فریاد می‌کشید.

پس آن‌ها نمرده‌اند، بلکه مظهر زندگی واقعی مردم ایران هستند.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید