جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ بهمن ۲, پنجشنبه

مجاهد شهید پریدخت ناظم

پریدخت ناظم سال ۱۳۳۴ در شوشتر متولد شد. در سال۵۶ برای ادامهٌ تحصیل به آلمان رفت. در دوران انقلاب ضدسلطنتی از طریق دفاعیات شهیدان مجاهد خلق به‌ویژه شهید بنیانگذار سعید محسن با مجاهدین آشنا شد و با انجمن دانشجویان مسلمان در آلمان (هواداران مجاهدین) به فعالیت پرداخت. در سال۶۱ از اعضای شورای مرکزی انجمن آلمان بود. همواره خواستار مبارزه در خط مقدم علیه رژیم ضدبشری خمینی بود و برای اعزام به منطقه پافشاری می‌کرد. در سال۶۶ به منطقه رفت. مدتی در قسمت «تولید سیمای مقاومت» مسئولیت به‌عهده گرفت. انگیزه‌های قوی انقلابی، صلابت و مایه‌گذاری از ویژگیهای برجسته‌اش بود.
در یکی از دست‌نوشته‌هایش می‌نویسد: «برای مجاهد بودن باید که فدا کرد. برای دست‌یافتن به گوهر یگانگی بایستی از کورهٌ گدازان ابتلائات و شبهای قدر گذر کرد. خدایا کمکم کن تا یکی از سربازان شایستهٌ مسعود و مریم باشم. کمکم کن و قدمهایم را ثابت و استوار نگه‌دار…».
او در آستانهٌ عملیات فروغ جاویدان وارد یکانهای رزمی شد. فرماندهی یک دستهٌ رزمی را به‌عهده گرفت. از حماسه‌آفرینان نبردهای اطراف شهر اسلام‌آباد بود. او در نبردهای سنگین برای فتح پادگان موسوم به سلمان فارسی، پس از شهادت یکی از همرزمانش، همزمان فرماندهی دو دستهٌ رزمی را برعهده گرفت و در تپه‌های اسلام‌آباد در دفع تهاجم مزدوران و پاکسازی آنها تا آخرین نفس جنگید و سرانجام خون پاکش را فدیهٌ رهایی خلق در زنجیرش کرد و به کهکشان جاودانه‌فروغها پیوست. 

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
https://t.me/shahidanAzadai96

۱۳۹۹ دی ۱۶, سه‌شنبه

مجاهد شهید شهین رحمانیان

شهین رحمانیان سال۱۳۳۹ در آبادان چشم به جهان گشود. او بعد از گذراندن تحصیلات متوسطه وارد دانشگاه شده و در رشته پزشکی به تحصیل ادامه داد. اما رژیم جنایتکار خمینی او را که جوان ۲۲ساله بیش نبود در تیرماه ۱۳۶۱ در اهواز اعدام کرد.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
https://t.me/shahidanAzadai96


مجاهد شهید نصیر کلاه کج


نصیر کلاه‌کج سال۱۳۴۱ در شهرستان هفتگل خوزستان متولد شد. او در سال۵۸ هوادار مجاهدین شد و از سال۵۹ در شهر هفتگل فعالیت حرفه‌یی خود را با سازمان آغاز کرد. در آبان۶۰ با تشکیل یک هستهٌ مقاومت به فعالیت خود ادامه داد. در اسفند۶۵ راهی منطقه مرزی شد تا در صفوف مقدم نبرد علیه دشمن شرکت کند. پس از تشکیل ارتش آزادیبخش ملی در هفت رشته عملیات در مناطق مهران، دهلران و ایلام شرکت کرد. سرانجام با آغاز عملیات فروغ جاویدان، مجاهد دلیر نصیر کلاه‌کج، همراه با دیگر یاران پاکبازش به میدان شتافت و در صحنه‌های مختلف آن نبرد حماسی دلاورانه جنگید. او پس از یک دهه رزم و مجاهدت بی‌امان به کهکشان شهیدان راه آزادی پیوست. 

«…‌حماسه‌ها هنگامی پدید می‌آیند که پیام‌آوران و پیشگامان دنیای نو و عقاید نوین به‌مثابه پیشتاز و فشردهٌ نیروی خلق، چون پیکانی پولادین در نخستین صفوف، پروازکنان سینهٌ سیاهی و تاریکی ظلمت را می‌درند و‌ با دنیای کهنه و پوسیده و ارتجاعی مادون و عقاید استثمارکننده و مردارشده به نبرد برمی‌خیزند. در این نبرد عرصه‌یی شورانگیز از عشق و ایمان و عاطفه نسبت به خلق و میهن و رهبری مسعود و مریم را برمی‌انگیزند و با خشم و نفرت از دشمنان خدا و خلق جان می‌بازند آنها راه صلح و آزادی را می‌گشایند و این‌چنین است که عنصر مجاهد خلق با حماسه‌های باشکوه و انقلابی دوران‌ساز خود وصیت خود را در تاریخ انقلاب ثبت می‌نماید…». وصیت‌نامه ‌ـ‌ ۱۹اردیبهشت۶۶ 

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید.
https://t.me/shahidanAzadai96

۱۳۹۹ آذر ۱۳, پنجشنبه

مجاهد شهید سیدجمال الدین سعادت شیرازی



سید جمال‌الدین سعادت‌شیرازی سال ۱۳۳۸ در بهبهان چشم به جهان گشود. او تحصیلات خود را تا دیپلم ادامه داد. حکومت خمینی او را در آبان‌ماه۱۳۶۰ در شیراز اعدام کرد.
متاسفانه از اين شهيد قهرمان عکس، خاطره و زندگینامه نداريم بنابراين از هموطنانى كه اين قهرمان خلق را می‌شناسند درخواست داريم اطلاعات خود را به آدرس aida.nikjo@gmail.com براى ما ارسال كنند.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
https://t.me/shahidanAzadai96

 


۱۳۹۹ آبان ۱۸, یکشنبه

مجاهد شهید محمدرضا باباخانی


محمدرضا باباخانی در سال ۱۳۳۹ در خانواده‌ای فقیر در بهبهان به‌دنیا آمد. پدر او کارگر شهرداری بود. او از همان کودکی دارای هوش سرشاری بود و در تمام مراحل تحصیلی از شاگردان ممتاز بود.
محمدرضا به‌دلیل وضع اقتصادی خانواده، ایام تعطیل را به کارگری می‌پرداخت و در تابستان ضمن کمک نمودن به کسانی که در دروس خود ضعیف بودند به چوپانی می‌پرداخت و مقداری از پول اندکی را که به‌دست می‌آورد پس‌انداز می‌نمود تا از طریق آن بتواند هنگام تحصیل استفاده نماید.
او بعد از شرکت در کنکور سراسری سال ۵۷ در رشته دامپزشکی دانشگاه شیراز قبول و به شیراز رفت. در دوران قیام بهمن‌ماه و قبل از آن وی از جمله فعالینی بود که در برنامه‌های ضد رژیم شرکت می‌کرد. در دانشگاه نیز دست از مبارزه نکشید و روز ۴ آبان ۵۷ از کسانی بود که در جریان پاکسازی تصاویر شاه خا‌ٰئن فعالانه شرکت می‌کرد. در همین ایام بود که با سازمان مجاهدین خلق ایران آشنا شد.
محمدرضا باباخانی از اعضای فعال انجمن دانشجویان مسلمان دانشگاه شیراز شد. بعدها با گسترش مبارزه علیه ارتجاع و انحصارطلبی خمینی، درس را رها و تمام وقت در اختیار مبارزه قرار گرفت و از اوا‌ئل سال ۵۹ به بهبهان برگشت و یکی از مسئولان شهر شد. تلاش و صداقت و ایمان والای او باعث رشد تشکیلاتی او گردید او نقش عمده‌ای در شکل دادن میلیشیا در بهبهان داشت.
این مجاهد خلق پرشور یک لحظه به فکر استراحت نبود و خودش می‌گفت همه چیز را مبارزه حل می‌کند. حل شدگی او به حدی بود که هر مسئولیتی در هر جا که به او واگذار می‌شد با تلاش و پیگیری و با بازده زیاد آنرا به ثمر می‌رساند. اوقات استراحت را با قرآن و نهج‌البلاغه می‌گذراند و شبها در کنار قرآن و نهج‌البلاغه‌ای که روی آن کار می‌کرد به‌خواب می‌رفت.
بعد از سر فصل تاریخی سی خرداد سال ۶۰ پیام جدید این سرفصل را به چندین شهر فارس برد و فرماندهی آن مناطق را به عهده گرفت تا این‌که در اوایل مهر ماه ۶۰ در آباده توسط مزدوران سپاه شناسایی و دستگیر شد و روزهای زیادی تحت شکنجه قرار گرفت. مزدوران برای شکنجه بیشتر و خرد کردن روحیه‌اش او را به قم منتقل کردند.چندین بار او را در بیابانی با چشم و دست بسته به اجبار راه بردند و گهگاه چنین وانمود می‌کردند که قصد کشتن او را در بیابان دارند.
در اواخر مهرماه ۱۳۶۰ بعد از روزها شکنجه محمدرضا را که یک دستش زیر شکنجه شکسته شده بود تیرباران نمودند و بی‌شرمانه به خانواده‌اش اطلاع دادند که برای ملاقات بیائید. خانواده محمدرضا پس از رسیدن به درب زندان با جسد شکنجه شده و پاره پاره‌اش مواجه می‌شوند.
مزدوران سپاه شهر حتی اجازه ندادند پیکر پاک محمدرضا در قبرستان عمومی شهر به خاک سپرده شود و خانواده‌اش مجبور شدند او را در یک آبادی به نام « امیرحاضر» در۲۰ کیلومتری بهبهان دفن کنند.

کشتنش!
چون پایش هرگز در منجلاب سازش فرو نرفت
و گلویش هرگز گذرگاه سخن پشیمانی نشد
کشتنش!
چون کمرش هرگز به تعظیم خم نشد
و عزمش شیشه‌ای شکستنی نبود
کشتنش!
چون دهانش هرگز به دروغ گشوده نشد
و به هم‌دردانش هرگز پشت نکرد


۱۳۹۹ آبان ۸, پنجشنبه

مجاهد شهید فرزانه خدری

 


فرزانه خدری سال ۱۳۳۹ در شهر مسجدسلیمان به دنیا آمد. او تحصیلات خود را تا دیپلم ادامه داد. فرزانه یکی از زنان قهرمان مجاهدی بود که در دهه ۶۰ در راه آزادی ایران جانش را فدا کرد. رژیم خمینی او را در اسفندماه ۱۳۶۱ در شهر زادگاهش مسجدسلیمان اعدام کرد. 

مجاهدشهید فرزانه خدری یکی از شهدایی است که در دهه۶۰ در مدرسه خارجیها در مسجدسلیمان به خاک سپرده شده است که مزار این شهدا توسط خانواده شهیدان و هواداران مجاهدین کشف شده است.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید.

https://t.me/shahidanAzadai96


۱۳۹۹ مهر ۲۴, پنجشنبه

مجاهد شهید ابراهیم زهیری


ابراهیم زهیری از فرزندان خونگرم جنوب ایران در کهن‌ترین شهر ایران و جهان یعنی شوش چشم به جهان گشود. داستان آشنایی با مجاهدین و پیوستن  به آنها را از لابلای نوشته‌های این شهید قهرمان می‌خوانیم:

«به‌نام خدا و به‌نام مشعل داران راه آزادی مسعود و مریم. و با درود بر تمامی سلحشوران و رزمندگان ارتش آزادیبخش ملی که با ارادهٌ پولادین و عزمی استوار در هر بامدادان به پیش می‌تازند، تا ریشهٌ رژیم ضدبشری خمینی را ساقط کنند. من سرباز وظیفه ابراهیم زهیری که در طی عملیات‌ اخیر ارتش آزادیبخش در روز ۲۴مهر۶۶ به اسارت درآمدم، در مدت زمانی کوتاه که در جوار میهنمان نزد برادران مجاهد هستم، شناخت و آگاهی در رابطه با ماهیت کثیف رژیم ضدبشری خمینی به‌دست آورده‌ام. و اینک برای ساقط کردن این دجال خون‌آشام، تنها راه پیوستن به صفوف منسجم ارتش ‌آزادیبخش این بازوی پراقتدار خلق است. امید است با موافقت با این تقاضانامه بتوانم دینم را به خلق و انقلاب نوین ادا نمایم. به امید پیروزی خلق و نابودی محتوم خمینی ضدخلق». تقاضانامه ‌ـ‌ ۱۳اسفند۶۶ 

پس از موافقت با این درخواست، ابراهیم زهیری در شمار رزمندگان آزادی قرار گرفت و با شور و شوق در عملیات چلچراغ شرکت کرد و شجاعانه جنگید. سپس در فروغ جاویدان به میدان شتافت. رزمندهٌ ارتش آزادی، ابراهیم زهیری، سرانجام در صحنهٌ عملیات بزرگ فروغ جاویدان به‌شهادت رسید و در اوج شرف و آزادگی جاودانه گردید.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

https://t.me/shahidanAzadai96