جستجوی این وبلاگ

‏نمایش پست‌ها با برچسب تهران. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تهران. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۹ شهریور ۷, جمعه

مجاهد شهید مرضیه کاغذیان


مرضیه کاغذیان سال ۱۳۳۶ در شهر اهواز به دنیا آمد. مرضیه در عین حال که دانشجو بود، دیکتاتوری زن‌ستیز خمینی را برنتابید و همراه با هزاران زن مجاهد دیگر پا به میدان مبارزه گذاشت تا سرانجام در راه آرمان آزادی، جان خود را فدا کرد.
مرضیه سال۱۳۶۱ در تهران اعدام شد.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۹ مرداد ۲۸, سه‌شنبه

مجاهد شهید ابراهیم زویج‌زاده


ابراهیم زویج‌زاده سال۱۳۴۲ در شهر انديمشک به دنیا آمد. او تحصیلات خود را تا گرفتن دیپلم ادامه داد. ابراهیم از سرفرازان قتل‌عام۶۷ است که در مرداد سال۱۳۶۷ در تهران اعدام شد.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۹ مرداد ۱۷, جمعه

مجاهد شهید سیدمجتبی آقامیری


سید مجتبی آقامیری سال ۱۳۴۲در اهواز به‌دنیا آمد. از همان سنین کودکی مجبور بود برای تأمین مخارج زندگی، در کنار تحصیل کار کند. ‌در طول تابستان به‌سختی کار می‌کرد تا مجبور به ‌ترک تحصیل نشود. در جریان همین کارهای طاقت‌فرسا بود که سه ‌انگشت دست خود را از دست داد.
مجتبی فعالیتهای سیاسی و مبارزاتی خود را از سال۵۶ شروع کرد. در تظاهرات علیه دیکتاتوری سلطنتی فعالآنه شرکت داشت. همواره می‌گفت: «مگر نه این‌که مبارزه با خون به‌ثمر می‌رسد. پس در این مسیر جان ناچیز من چه ارزشی می‌تواند داشته باشد».
او پس از پیروزی انقلاب، به‌گمان خود برای حفاظت از دست‌آوردهای انقلاب، وارد سپاه پاسداران شد اما هنوز بیش از سه ‌ماه از ورودش به ‌این ارگان نمی‌گذشت که در شهریور۵۸ با پی‌بردن به ‌ماهیت ضدمردمی این ارگان منفور، آن‌جا را ترک کرده و در انجمن جوانان مسلمان حنیف ـ هوادار مجاهدین به ‌فعالیت پرداخت.
مجتبی در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری که برادر مجاهد مسعود رجوی به‌عنوان کاندیدای مجاهدین معرفی شده بود، با تمام قوا به ‌فعالیت پرداخت.
در جریان این فعالیتها بارها با چماقداران ارتجاع درگیر شد. یکبار به‌شدت در اثر ضربه‌های کاتر مجروح شد و بدنش زخمهای عمیقی برداشت که تا هنگام شهادت اثرش بر بدن او باقی بود.
مجتبی در ۳۱‌خرداد سال۶۰ دستگیر شد و پس از تحمل شکنجه‌های فراوان در تیر همان سال به‌ سپاه مرکزی منتقل شد. در آن‌جا دژخیمان از مجتبی و سه ‌تن دیگر از مجاهدین خواستند که امان‌نامه بنویسند، اما او و یاران قهرمانش دست رد به ‌سینه دژخیمان زدند و بر پیمان خود برای رهایی خلق قهرمان ایران پای فشردند. دژخیمان خمینی که با این مقاومت قهرمانانه مواجه شدند، ‌بلافاصله این مجاهدین اسیر را به ‌جوخه اعدام سپردند.
خاطره‌ای درباره مجتبی آقامیری
خبر شهادت مجتبی را همراه سه تن دیگر از مجاهدان به نام سیروس مقدس که عکس آن موجود است و دو تن دیگر از رادیو شنیدم.
من و خانواده‌اش که به‌دلیل جنگ درملایر وتهران زندگی می‌کردیم سراسیمه برای گرفتن پیکر او به اهواز رفتیم با دادن رشوه و وثیقه پیکر او را ساعت ۴ صبح در بهشت آباد اهواز تحویل‌گرفتیم که در پلاستیکی پیچانده بودند. وقتی مجتبی را نگاه کردم مثل همیشه با چشمانی باز ولی خندان نگاه می‌کرد. سه گلوله به سینه‌اش خورده بود ویک گلوله به قلبش اصابت کرده بود.
هر کدام از وسایلش مربوط به یک نفر بود مثلاً روی کفشش نوشته بود شهرام او را با همان وضعیت به خاک سپردیم . در قتل‌عام مجاهدین، مزار بهشت آباد گسترش پیدا کرد و تبدیل به زیارتگاه مردم ایران و مادران شهید وآزادیخواهان شد.

از مجتبی آقامیری وصیت‌نامه‌اش به یادگار مانده است:
به‌نام خدا
و به‌نام خلق قهرمان ایران
سلام بر تمام خواهران و برادران مجاهدم، ‌و درود بر تمام انقلابیونی که در تاریکی درخشیدند و علیه ظلم و استثمار قیام کردند و با پیکارشان راه‌ تکامل را هموار کردند و سرود رهایی سر دادند.
اللهم انصر المجاهدین وانصرهم نصراً عزیزا. ‌انهم فتیه ‌‌‌‌‌‌‌یجاهدون فی ‌سبیلک
بار خدایا! یاری کن مجاهدین را نصرتی پرقدرت و قوی زیرا آنان جوانانی هستند که در راه تو جهاد می‌کنند.‌ عده‌یی از ایشان پیمان خود را مردانه وفا کرده و شهید شدند و عده‌یی دیگر منتظر شهادتند و هیچ تغییری در عزم آهنین آنها راه نمی‌یابد.
من با آگاهی و شناخت کامل به ‌طرف این سازمان آمده‌ام. هدف و آرمانهای من هدف و آرمانهای سازمان است‌. من از هیچ کوششی در راه رساندن خطوط سازمان به‌ توده‌ها دریغ نمی‌کنم و تا آخرین قطره خونم را در راه به‌ثمررسیدن اهداف و آرمانهای سازمان می‌دهم. هدف ما از مبارزه با توجه به ‌سوره نسا آیه 74 برای پابرهنه‌ها و کسانی است که در جامعه مورد ستم قرار می‌گیرند و استثمار می‌شوند و از آنها بهره‌کشی می‌کنند.
ما به ‌بالنده‌ترین نیروهای جامعه متکی هستیم.‌ هدف ما از مبارزه، پیاده‌کردن جامعه ‌اید‌آل و بی‌طبقه توحیدی است و این رسالت نسل ماست هر روز که می‌گذرد مبارزه پیچیده‌تر و شرایط سخت‌تر می‌شود. باید سختیها و دشواریها را تحمل کرد. کسی که این دشواریها و مشقتها را تحمل می‌کند؛ به‌ هدف و پیروزی نهایی خواهد رسید. هر قطره خونم ستاره سرخی است بر روی پرچم انقلاب. اگر جان سپردم، شما راه را ادامه دهید و مقاومت کنید.‌ مقاومت کنید چون کوه استوار و محکم. ‌امیدوارم که با بکار بستن رهنمودهای سازمان مجاهدین خلق ایران و شهدای به‌خون‌خفته آن این رهروان اسلام راستین و انقلابی در راه به‌ثمر رسیدن آرمانهای خدایی ‌ـ‌خلقی لحظه‌یی از پای ننشینیم.
پیش به‌سوی جامعه بی‌طبقه توحیدی
۱۲‌فروردین۶۰ ـ سید مجتبی آقامیری

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۹ تیر ۱۸, چهارشنبه

مجاهد شهید فرنگیس کیوانی


مشخصات مجاهد شهید فرنگیس کیوانی

محل تولد: اندیمشک
سن: ۲۵
تحصیلات: دیپلم
محل شهادت: تهران
زمان شهادت: ۱۳۶۷

فرنگیس سال۱۳۴۲ در شهر اندیمشک به دنیا آمد. دوران تحصیلاتش را تا اخذ دیپلم طبیعی در همین شهر گذراند. سال آخر دبیرستان بود که موج انقلاب ضدسلطنتی  سراسر کشور را در بر گرفت. با شروع انقلاب او نیز همچون سایر دختران و پسران جوان فعالانه در تظاهرات و اعتراضات مردمی شرکت کرد، در همین دوران بود که با اهداف و آرمانهای سازمان مجاهدین خلق آن آشنا گردید. گویی گمشده‌یی را پیدا کرده باشد شیدا و بیقرار قدم در عرصه مبارزه سیاسی برای تحقق آرمانهای مجاهدین که حالا آرمانهای او نیز بود برداشت. او با شرکت فعال در تمامی تجمعات و فعالیتهای سیاسی بین سالهای ۵۸ تا ۶۰ در شهر زادگاهش اندیمشک و همچنین در سطح استان خوزستان شرکت داشت و از این روی مورد کینه جویی پاسداران بود. پس از ۳۰خرداد۶۰ مدتی ارتباطش با سازمان قطع شد ولی پس از مدتی با وصل مجدد به سازمان در تدارک اعزام بود که توسط سپاه دستگیر و به مدت یکسال در زندان اهواز زندانی بود، پس از آزادی از زندان، فعالیتهای او متوقف شد و در یک هسته مقاومت به فعالیتهای تبلیغی پرداخت. در خرداد ۱۳۶۶ با تشکیل ارتش آزادیبخش با اشتیاق در صدد وصل ارتباط و اعزام به منطقه بود که در سال۶۷ موفق شد خود را وصل کرده و با تنی چند از هواداران مجاهدین در خوزستان اقدام نمایند. اما گروه در بین راه ضربه خورد  تعدادی از جمله فرنگیس و مجاهد شهید پروانه قلاوند دستگیر و تعدادی هم موفق شدند خود را به ارتش آزادیبخش برسانند. فرنگیس بلافاصله پس از دستگیری زیر شدیدترین شکنجه‌ها قرار گرفت. اما روحیه بالا و مقاومت قهرمانانه او شکنجه‌گرانش را تحقیر و مستأصل کرده بود. 
یکی از همبندی‌های او روزهای پایانی عمر این شیرزن قهرمان و قهرمانیهای او در زندان اهواز را اینچنین توصیف می‌کند:
«فرنگیس را ساعت یک شب صدا زدند وقتی که بعد از نیم ساعت برگشت دیدم چهره‌اش بر افروخته است، چادر خود را تا کرده و زیر سر گذاشت و  دراز کشید، سراغ وی رفتم و پرسیدم چی شده و از تو چه می‌خواستند؟ در پاسخ گفت: «صدایم زدند و گفتند شرط آزادی تو این است که مصاحبه تلویزیونی کرده و سازمان را محکوم کنی و بگویی که مرا گول زده‌اند و از طریق همسرم می‌خواستند به منطقه ببرند، سه شب هم به من فرصت دادند تا تصمیم بگیرم! من هم به آنها گفتم همین الان اگر مرا بیرون بگذارید با پای پیاده هم به منطقه می‌روم و این کاری که شما می‌گویید را نمی‌کنم می‌خواهید اعدام کنید همین امشب بکنید! و بیرون آمدم...!» 
او گفت بعد از آن فرنگیس را برده و اعدام کردند».

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۹ خرداد ۱۸, یکشنبه

مجاهد شهید اسکندر رضانیا طبری


مشخصات مجاهد شهید اسکندر رضانیا طبری

محل تولد: آبادان
سن: ۲۴
تحصیلات: دانشجو
محل شهادت: تهران
تاریخ شهادت: آبان ۱۳۶۲

متاسفانه از اين شهيد قهرمان عکس، خاطره و زندگینامه نداريم بنابراين از هموطنانى كه اين قهرمان خلق را می‌شناسند درخواست داريم اطلاعات خود را به آدرس aida.nikjo@gmail.com براى ما ارسال كنند.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۸ بهمن ۹, چهارشنبه

مجاهد شهید حسین نجفی


مشخصات مجاهد شهید حسین نجفی
محل تولد: خوزستان
شغل:
سن: ۲۷
تحصیلات: ديپلم
محل شهادت: تهران
تاریخ شهادت: ۱۳۶۷

متاسفانه از اين شهيد قهرمان عکس، خاطره و زندگینامه نداريم بنابراين از هموطنانى كه اين قهرمان خلق را می‌شناسند درخواست داريم اطلاعات خود را به آدرس aida.nikjo@gmail.com براى ما ارسال كنند.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۸ دی ۳۰, دوشنبه

مجاهد شهید ایرج محمدی


مشخصات مجاهد شهید ایرج محمدی(جمشیدی) 
محل تولد: بهبهان
سن: ۲۷
تحصیلات: ديپلم
محل شهادت: تهران
تاریخ شهادت: ۱۳۶۷

ایرج محمدی در سال ۱۳۴۰در روستای «تنگ تکاب» بهبهان متولد شد، تحصیلاتش را تا اخذ دیپلم تجربی با رتبهٴ اول در شهر زادگاهش گذراند. او همواره به‌عنوان یک شاگرد نمونه مورد توجه و تشویق آموزگاران و کادر آموزشی این شهر قرار داشت و به مسابقات علمی مختلف دعوت می‌شد. در یکی از مسابقات مشاعره که در سطح استان خوزستان برگزار می‌گردید ایرج مقام نخست را به‌دست آورد و توجه بسیاری از کادر‌ها ی علمی استان را به خود جلب کرد.
برادرش دربارهٴ شخصیت ایرج می‌نویسد: «ایرج به‌رغم سن کمی که داشت به‌دلیل وقار وشخصیتش طرف حساب همه اهالی محل بود اهالی به‌دلیل این‌که بسیاری از تضادهای آنان را حل می‌کرد به او شیخ ایرج می‌گفتند و به نظراتش احترام می‌گذاشتند، او تعطیلات تابستانی را برخلاف سایر هم‌سن‌هایش بجای تفریح و بازی به کارگری می‌پرداخت و دستمزدش را قبل از آمدن به خانه به مستمندانی می‌داد که تنها خودش می‌شناخت، مادرش به شوخی به او می‌گفت تو که سرکار رفتی پس پولت کو؟ او در پاسخ می‌گفت پول را به کسی دادم که از من و تو مستحق‌تر بود». 
ایرج با شروع اعتراضات سیاسی که از دیماه سال ۵۶آغاز و منجر به انقلاب و سرنگونی سلطنت در ایران شد، فعالانه شرکت می‌کرد. این فعالیتها برای ایرج فقط محدود به شرکت در تظاهرات و اعتراض نبود بلکه نوعی از سازمانیافتگی را به همراه داشت، این یکی از خصوصیات برجسته ایرج بود که با دوستانش یک هستهٴ فعالی را سازمان داده و به شکل سازمانیافته در اعتراضات شرکت می‌کردند. ایرج در کوران انقلاب با سازمان آشنا شد و به‌سرعت جذب اهداف و آرمانهای ایدئولوژیکی سازمان گردید. او در نخستین روزهای پس از پیروزی انقلاب به‌همراه تنی چند از دوستانش «انجمن ارشاد» هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران در شهر بهبهان را تأسیس کردند. در کادر همین انجمن نشریه‌یی به‌نام «هدایت» را در سطح مدارس شهر منتشر می‌کرد. او هم‌چنین مسئولیت تشکیلاتی بسیاری از دانش‌آموزان هوادار سازمان در شهر بهبهان را برعهده داشت. به‌رغم سن کمش(۱۸سال) در انجام وظایف محوله از سوی تشکیلات هیچ مانعی را به‌رسمیت نمی‌شناخت این روحیه جنگنده از او عنصری مسئول و پاسخگو ساخته بود. به‌دلیل شایستگی‌هایش مسئولیت تشکیلات هواداران در شهر‌های گچساران و یاسوج مرکز استان کهگیلویه و بویراحمد را نیز برعهده داشت. ایرج در فروردین سال ۱۳۶۰در حالی که نشستی را با هواداران سازمان در شهر یاسوج اداره می‌کرد، توسط حمله پاسداران به محل نشست دستگیر و روانه زندان شد، او برای این‌که هویت و به‌دنبال آن اسرار سازمانی را از پاسداران مخفی نگاه دارد خود را «ایرج جمشیدی» از اهواز معرفی کرد و تا سال ۶۴با همین نام در زندان یاسوج به‌سر برد و به این ترتیب تمامی اسرار خود را محفوظ نگاه داشت. اما در سال ۶۴از سوی یکی از توابین که در گذشته تحت مسئول او بود و در زندان نیز در کادر تشکیلاتی که ایرج هدایت میکرد قرار داشت، لو رفت و علاوه بر نام اصلی تمامی فعالیت‌های او برای دشمن آشکار گردید. از جمله راه‌اندازی تشکیلات هواداران در زندان و ارتباط تشکیلات داخل زندان با شهید الله‌قلی خان جهانگیر‌ی نیز برای دشمن آشکار گردید. ایرج را به‌دلیل این فعالیتها مجدداً پس از شکنجه‌های فراوان و بازجویی به دادگاه برده و در دادگاه به او حبس ابد داده شد. پس از ابلاغ حکم او را به زندان اوین در تهران تبعید کردند و پس از دورهٴ کوتاهی از اوین به زندان قزلحصار منتقل شد. ورود او همزمان بود با دورانی که داوود رحمانی و باند لاجوردی به حاشیه رفته بودند، دورانی که زندانیان آن را (درباز) که اشاره به دوران پس از سلطه مطلق باند لاجوردی است می‌نامیدند. فعالیتهای ایرج در قزلحصار نه تنها کم نشده بلکه به فعالیت‌هایش در کادر تشکیلات زندان افزود. او در اعتصاب غذاهای اعتراضی پی در پی که از تابستان۶۵ و سراسر سال ۶۶اوین و گوهردشت را در نوردید فعالانه شرکت داشت. از بهار سال ۶۵با تغییراتی که در ساختار اداره‌ی زندانها در رژیم ایجاد شد مدیریت زندان قزلحصار به شهربانی واگذار گردید از این‌رو کلیه زندانیان سیاسی از زندان قزلحصار به اوین و گوهردشت منتقل گردیدند، در تقسیم بندی اولیه زندانیان بالای ۱۵سال و زندانیانی که حکمشان پایان یافته و دوران ملی‌کشی را می‌گذراندند به اوین منتقل شدند از جمله ایرج که با حکم ابد به اوین منتقل شد. سرانجام ایرج قهرمان در سن ۲۷سالگی و پس از گذراندن ۷سال و ۴ماه زندان توأم با شکنجه‌های فروان در مرداد ماه سال ۶۷قهرمانانه بر طناب دار بوسه زد و مرگ را در برابر اراده‌ی مجاهد خلق به سخره گرفت.

مریم رجوی: حالا نه فقط عکس این شهیدان، بلکه خودشان هم در کنار ما هستند و حاضرند. اگرچه مزارشان ناپیداست، اما یادشان در قلب میلیون‌ها ایرانی هست و می‌تپد.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۷ بهمن ۱۳, شنبه

مجاهد شهید محمد حسین جهانگیری فریدنی


مشخصات مجاهد شهید محمد حسین جهانگیری فریدنی
محل تولد: اهواز
شغل: عکاس يا فيلمبردار
سن: 28
تحصیلات: -
محل شهادت: تهران
تاریخ شهادت: 1360

🔹مرا عهدیست با جانان
🔹که تا جان در بدن دارم
🔹هوداران کویش را
🔹چو جان خویشتن دارم

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۶ اسفند ۲۶, شنبه

مجاهد شهید عباس صحرایی


مشخصات مجاهد شهید عباس صحرایی
محل تولد: آبادان
تحصيل: دیپلم
سن: 26
محل شهادت: تهران
زمان شهادت: 1363

مریم رجوی: مماشات جامعه بین‌المللی و مصونیت مقامات ایران در طول نزدیک به ۴۰سال، این جنایتکاران را تشویق کرده است و آخوندهایی که کشتار سال 67را انجام دادند، هم‌چنان به شکستن رکورد اعدام در جهان ادامه می‌دهند. 

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
https://t.me/shahidanAzadai96


۱۳۹۶ فروردین ۲۷, یکشنبه

مشخصات وعکسی جدید از مجاهد شهید محمود تمجیدی



مشخصات  مجاهد شهید محمود تمجیدی
محل تولد: اهواز
 تحصيل: دانشجو
سن: 20
محل شهادت: مسجد سلیمان
زمان شهادت: 1360


آنانکه به سر تاج جهانند ولی خویش نهانند
انانکه دل وجان بنهادند که دل و جان بستانند
آنانکه کمی یا که دمی یا که نمی را زبر خویش ندانند
تاریخ نویسان شرف خویش ز انان بستانند

#قتلعام67 #جنبش_دادخواهی #ایران #اعدام #زندانی_سیاسی #حقوق_بشر #مریم_رجوی #تهران #تبریز #خوزستان  #شیراز #اهواز  #tehran #مقاومت #مجاهدین #ایران

با ما درکانال پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
https://t.me/shahidanAzadi

۱۳۹۵ بهمن ۱۴, پنجشنبه

شش شهيد مجاهد خلق از يك خانواده، سه خواهر و سه برادر از خانواده احمدی



شش شهيد  مجاهد خلق از يك خانواده، سه خواهر و سه برادر از خانواده احمدي، 6 شهيد كه در جدالِ ايمان و ذلت، قد برافراشتند و مرگ را به سخره گرفتند. صدای پروازهای سرخی كه پژواكآن در گامهای استواری امروز نسل ايمان وفدا هر روز و هرساعت جاودانگی آن خونها را فرياد مي كند.
زندگی برای آنان كه بر آرمانهای انسانی دل می بندند؛ سراسر صحنه رويارويی با سدها و عقبه هاست اما آنها با انطباق فعال و لحظه مره با شرايط دشوار نبرد با موانع تكاملی چون رود در بستر زمان تا هميشه جريان مييابند، به دريای عشق و انسانيت ميريزند و جاودانه ميشوند.

مسعود احمدی از 6 خواهر وبرادر شهیدش می گوید
سه خواهر و سه برادر مجاهدم خونشون رو در راهِ آزادی ايران هديه كردند. اولين شهيد از خانواده ما، بزرگترين برادرم خسرو بود. خسرو قهرمان ورزشی بود و قبل از اينكه برای تحصيل به آمريكا بره در شركت نفت آبادان اشتغال داشت. بعد برای ادامه تحصيل به آمريكا رفت و اونجا به سازمان دانشجويان مسلمان هوادارسازمان مجاهدين خلق پيوست و در واقع آشنايی اوليه خانواده ما با سازمان در اون زمان از طريق خسرو بود. خسرو حدود يك ماه و نيم بعد از پيروزی انقلاب ضدسلطنتی تحصيلش در آمريكا رو نيمه‌كاره رها كرد و به ايران برگشت و فعاليتش با سازمان رو ادامه داد. در 20 بهمن سال 60، فردای عاشورای مجاهدين، دستگير شد و در 9 اسفند 60 در زندان عادل‌آباد شيراز زير شكنجه به شهادت رسيد. برادر و دو خواهر ديگه‌ام، محمد، فريبا و فرحناز در 13 مرداد سال 67 در زندان‌ اصفهان به شهادت رسيدند و برادر ديگه‌ام منصور در قتل عام 67 در زندان شيراز به شهادت رسيد. محمد،كارمند شركت ملی گاز ايران بود. موقع شهادت32 سال داشت و موقع اجرای يك قرار در زمستان سال 60 دستگير شد. منصور هم سال 64 در حاليكه قصد خروج از كشور براي پيوستن به سازمان مجاهدين رو داشت دستگير شد. 26 ساله بود كه به شهادت رسيد. خواهرانم فريبا و فرحناز احمدی، اوايل سال 64 دستگير شدند و موقع شهادت به ترتيب 22 و 20 ساله بودند. خواهر ديگه‌ام منيژه در عمليات فروغ جاويدان در سن 29 سالگی و در حاليكه يك پسر 5 ساله داشت به عهدش با خدا و خلق وفا كرد و جاودانه شد.
فريبا و فرحناز كه در سال 64 دستگير شدند و به 15 و 10 سال زندان محكوم شده بودند، از جمله اتهاماتشون حضور برادر و خواهرشون يعنی من و منيژه در ارتش آزاديبخش بود. شنيدم كه دژخيمان حتي از طريق آشنايان خودمون براي اينكه اونها رو وادار به ندامت كنند، تضمين آزادي داده بودند اما فريبا و فرحناز به هیچ وجه  اين رو قبول نكردند. بخاطر اينكه فريبا علناً در زندان از مواضع و هويت مجاهديش دفاع می كرد خواهران هم‌بندِ او، به فريبا لقب «خورشيد» داده بودند.


خسرواحمدي
  متولد1331/ قهرمان ورزشی, كارمند شركت ملی نفت ایران - دانشجوي آمريكا
زمان شهادت: 9اسفند 60- زندان عادل آباد شيراز
 نحوه شهادت: زير شكنجه


محمد احمدی
متولد 1335 ديپلم ،كارمند شركت گاز
زمان شهادت:  13 مرداد 1367 قتل عام  در زندان اصفحان
نحوه شهادت: تيرباران



منصوراحمدی

 متولد1341 ، ديپلم
زمان شهادت: شهريور سال 67 – شيراز
نحوه شهادت: تيرباران- زندان شيراز
 سال 64 كه قصدخروج از ايران و پيوستن به سازمان را داشت دستگير شد



فريبا احمدی
 متولد: 1345 در آبادان
 سن: 22 سال
تحصيلات: دانش‌آموز
شهادت:  13 مرداد 1367زندان  اصفهان
 نحوه شهادت: تيرباران
 محل دفن: باغ رضوان – قطعة 41، رديف 11، شماره 6



فرحناز احمدي
متولد 1347در آبادان
سن: 20 سال
تحصيلات: دانش‌آموز
  شهادت: 13 مرداد 1367- اصفهان
 نحوه شهادت: تيرباران


منيژه احمدی
 متولد 1338 در آبادان
شغل: معلم
شهادت: مرداد 1367 - عمليات فروغ جاويدان




آنان جان بودند و نبض و نفس/ قلبشان به خون سبز طبيعت نمي تپيد/ نبضشان به خون گلهاي سرخ مي تپيد/ فرزندان آفتاب و زمين!

با ما در كانال تلگرام #پيشتازان راه #آزادي همراه باشيد
Telegram.me/shahidanAzadi


۱۳۹۵ دی ۲۹, چهارشنبه

مجاهد شهید رسول محمد زاده شهریاری


رسول محمدزاده شهریاری سال۱۳۳۹ در شهر اهواز چشم به جهان گشود. او راننده بود. رسول محمدزاده به همراه همسرش مجاهدشهید مینا محمدی در سال ۱۳۶۵ به اتهام محاربه علیه حکومت آخوندی دستگیر شدند. رژیم  تا مدتها دستگیری آنها را اعلام نکرد تا در این فاصله با شکنجه‌های وحشیانه از آنها اطلاعات کسب کند و آنها را درهم‌بشکند. 
جلادان با وحشگیری تمام به شکنجه مینا در مقابل چشمان همسرش رسول پرداختند تا هم او و هم مینا را به تسلیم وادارند. سرانجام رسول با مقاومتی حماسی و شگفت‌انگیز، توطئه جلادان را درهم شکست و در اوج افتخار جان خود را فدای مردمش کرد. رژیم خمینی او و همسرش را در همان سال در تهران حلق‌آویز کرد.

...از گلوی من دستاتو بردار
آهای خبردار باغ داریم تا باغ 
یکی غرق گل یکی پرخار
یکی سر کار یکی سر بار
آهای خبردار یکی سر دار...

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید