در اين وبلاگ شما با زندگی زنان و مردانی آشنا میشوید كه تمام عشق و هستی خود را برای آزادی وطنشان نثار كردند. زنان و مردانی كه از شهرهای زیبای ايران برخاستند و جان خود را برای آزادی و رهایی مردم محبوبشان فدا كردند. دریادلانی كه در توفانها ره پیمودند و بیباك و بیم در برابر دیكتاتوری ولایتفقیه ايستادند و فریاد زدند: نه به تسليم، نه به ذلت، نه به كرنش در برابر ديكتاتوری دینی ولايت فقیه
مشخصات مجاهد شهید معصومه برازنده محل تولد: گچسا ران سن: 20 محل شهادت: گچساران زمان شهادت: 1367 معصومه برازنده، قاصدک رهایی بربالای دار با مدال افتخار مجاهد قهرمان معصومه برازنده درسال 1347 در شهرستان گچساران (دوگنبدان) متولد شد. او دانشآموز سال سوم دبیرستان بود که دستگیر شد. او در سال64 بهاتفاق دو تن از دوستانش، بهطور خودجوش، یک هستهمقاومت تشکیل داده بودند و برنامههای صدای مجاهد را ضبط و تکثیر و پخش میکردند. معصومه سرشار از انگیزههای انقلابی، در ادامهفعالیتهای خود بهمنطقهمرزی رفت و نهایتا خود را بهارتش آزادیبخش رساند. او از زمره قاصدکان رهایی بود که دوبار بهعنوان پیک سازمان بهآمد و نفراتی را همراه خود بهارتش آزادیبخش رساند. معصومه آخرین باری که راهی داخل برای اعزام نفرات بهارتش بود، گفت: «خیلی انگیزه دارم تا نفر آخری را هم که باید بیاورم، سالم بهاین جا برسانم. حیف است این نسل از این رهبری محروم باشد». بار سوم، دژخیمان رژیم او را در مرز دستگیر کرده و بلافاصله بهدوگنبدان منتقل نمودند. 3ماه تمام زیر وحشیانهترین شکنجهها قرار داشت. ناخنهایش را کشیدند و براثر ضربات کابل انگشت کوچک پایش بهکل منهدم شده بود. ولی قهرمان مجاهد خلق با روحیهیی رزمنده و مقاوم تمام شکنجهها را تحمل کرد. کسانیکه شاهد شکنجههای او بودند گفتند و نوشتند که معصومه در زیر سختترین شکنجهها بازجویان و شکنجهگران خود را مسخره میکرد. یک بار بازجویی از او پرسید فلانی را میشناسی؟ معصومه پاسخ داد آری. بازجو گفت حتما از مجاهدین است. معصومه بلافاصله با هوشیاری تمام گفت خواهر تو را هم میشناسم مگر او هم از مجاهدین است؟ بازجو که تیرش بهسنگ خورده بود عقب نشست و دیگر چیزی نگفت. معصومه تا آغاز قتل عامها همچنان در معرض شکنجههای وحشیانه قرار داشت. او دیگر هیچ جای بدنش سالم نمانده بود. پشت و کمرش سراسر از آثار ضربات کابل مجروح بود و دیگر قادر نبود روی پاهایش راه برود و با کمک دستهایش خود را این سو و آن سو میکشاند.
عاقبت جلادان خمینی این مجاهد پرشور را با قساوتی شرربار در میدان اصلی شهر گچساران بهدار آویختند و بر روی سینهاش تابلویی نصب کردند که بر روی آن نوشته شده بود: منافقی که مأموریت بردن دیگران نزد رجوی را داشت. دژخیمان هرگز نمیدانستند که بهدست خود، بزرگترین مدال افتخار را برسینه معصومه آویخته بودند. با ما در كانال تلگرام پيشتازان راه آزادي همراه باشيد https://Telegram.me/shahidanAzadi
مشخصات مجاهد شهید شاهرخ نامداری مسجدی محل تولد: مسجد سلیمان تحصيل: دیپلم سن: 31 محل شهادت: مسجد سلیمان زمان شهادت: 1367 «طنین فریاد» یادواره مجاهد سر بهدار شاهرخ نامداری مسجدی شاهرخ در سال1336 در یک خانوادهکارگری در مسجدسلیمان متولد شد. او پس از انقلاب ضد سلطنتی یک انجمن صنفی ـ سیاسی بهنام کانون دیپلمههای بیکار مسجدسلیمان تشکیل داد. تجمع اعضای رو بهافزایش این کانون در فرمانداری مسجد سلیمان توسط پاسداران بهشدت سرکوب شد. از این پس شاهرخ بههواداران مجاهدین پیوست. در تابستان58 او را بهخاطر فعالیت تبلیغی بهسود مجاهدین بهزندان انداختند و پس از آزادی از زندان بهفعالیت تماموقت سیاسی روی آورد. پس از 30خرداد سال 60 تا اوایل سال64 شاهرخ بهحمایت از خانوادههای زندانیان سیاسی و دیگر فعالیتهایی از این قبیل میپرداخت. شاهرخ در 15فروردین سال64 در ماهشهر دستگیر شد. یکی از همزنجیران شاهرخ مینویسد« پس از اینکه شاهرخ بهسال زندان محکوم شد، او را نزد ما آوردند. در زندان گفت: «اسم دخترم را “طنین” گذاشتهام. این اسم را هم بهاین دلیل برایش انتخاب کردهام تا طنین فریادهای هزاران هزار عمو و خالهیی باشد که در زندانها و شکنجهگاهها فریادشان و حتی نامشان را کسی نشنیده است». دخترش در همان روزهای دستگیری او قدم بهیکسالگی گذاشته بود.وقتی با او خداحافظی کردم و گفتم دارم نزد بچهها بهمنطقه میروم، گفت: «سلام ما را برسان و بگو ما تا بهآخر ایستادهایم». در جریان قتلعام تابستان سال67 از دوران محکومیت 7ساله شاهرخ 3سال گذشته بود. دختر 4سالهاش با یک دستهگل بابونه بهجلو در زندان رفته بود تا پدرش را ملاقات کند. جلادان خمینی در مقابل زندان یک جلد قرآن و یک جلد نهجالبلاغه بههمراه لباسهای خونین شاهرخ، در مقابل دخترک گذاشتند و بهاو گفتند: «دیگر پدرت را نمیبینی، او را کشتیم». دخترک معصوم در کنار مادرش همین کلمات را تکرار میکرد. شاهرخ و شمار دیگری از قهرمانان شهید زندان مسجدسلیمان را در یک گور جمعی بهخاک سپردند.
سلام بر آنان روزی که زاده شدند، روزی که بهراه پرافتخار مجاهدین برای رهایی خلق و میهن قدم گذاشتند و روزی که سرفراز و پرغرور، پرچم هیهات مناالذله را بهدست گرفتند و برای دفاع از ناموس کلمه و نام مقدس ”مجاهد خلق” برطناب دار و تیرک تیرباران بوسه زدند. با ما در كانال تلگرام پيشتازان راه آزادي همراه باشيد https://Telegram.me/shahidanAzadi
دیگرهیچ خانوادهیی ردی از فرزند یا عزیز دربندش پیدا نکرد. ظرف کمتر از 2ماه، بیش از30هزار زندانی سیاسی که غالباً از مجاهدین بودند، بهقتل رسیدند. از عصر 5مرداد ۱۳۶۷ دربهای زندانهای اصلی بسته شد و کلیه ارتباطات با خارج از زندان، حتی تلفنها قطع شد. تمامیزندانیان کمیته مشترک نیز به اوین منتقل شدند. در اوین منع کامل رفت و آمد برقرار شد. کلیه ملاقاتها از قبل قطع شده بود. محل بیدادگاه از دادسرا به بند 209 و در نزدیکی محل حلقآویز کردن قربانیان منتقل گردید. ماهها و سالها بعد با درز اطلاعات و کشف گورهای دستجمعی در اینجا و آنجا، بعضی از خانوادهها رد عزیزان خود را از لابلای قطعات اجساد و سنگ و کلوخ قبرستانها و گورهای جمعی پیدا کردند. ولی معدود کسانی هم بودند، مثل دخترک 4ساله «شاهرخ نامداری مسجدی»، که خیلی زود رد پدر خود را که یکی از قربانیان قتلعام مرداد بود، پیدا کرده بود
دخترک در یکی از همان روزهای مردادماه 67، با یک دسته گل بابونه به جلوی در زندان رفته بود تا پدرش را ملاقات کند. جلادان خمینی یک جلد قرآن و یک جلد نهجالبلاغه به همراه لباسهای خونین شاهرخ را در مقابل او گذاشتند و به او گفتند: «دیگر پدرت را نمیبینی، او را کشتیم». دخترک معصوم در کنار مادرش همین کلمات را تکرار میکرد شاهرخ به همزنجیرانش گفته بود اسم دخترم را ”طنین“ گذاشتهام «تا طنین فریادهای هزاران هزار عمو و خالهیی باشد که در زندانها و شکنجهگاهها فریادشان و حتی نامشان را کسی نشنیده است». بعضی ازاعدامها هم خودش طنین خود بود «مجاهد شهید یوسف هیبدی در سال 60 دستگیر شد ولی خانوادهاش تا انتشار این عکس توسط سازمان مجاهدین در سال 67 از سرنوشتش بیخبر بودند»
در میدان اصلی شهر گچساران، اقدامات شتابزده پاسداران، تدارک یک اعدام خیابانی را نشان میداد. اما بیاعتنا به جستوخیز میمونوار آنها، دختر جوان با صلابت و استواری به حقارت دژخیمان و صحنهیی که برای اعدامش چیده بودند، پوزخند میزد. معصومه را در ملاءعام در شهر زادگاهش، گچساران، حلقآویز کردند. آنقدر شکنجه شده بود که دیگر روی پا نمیتوانست راه برود و بهکمک دستها خودش را روی زمین میکشید. صورتش را با اتو سوزانده بودند. بااینوجود روحیه سرشارش بر همه رنج و شکنجها پیشی میگرفت
«معصومه برازنده» یکی دیگراز 30هزار زندانی قتلعام شده در مرداد سال 67 بود. جلادان بدون اینکه خود بفهمند، مدال افتخار را بر گردنش انداخته بودند. روی آن نوشته شده بود: «منافقی که مأموریت بردن دیگران را نزد رجوی داشت». معصومه یکی از قاصدکهای آزادی بود که نیروهای داوطلب را به ارتش آزادیبخش وصل میکرد
مشخصات مجاهد شهید عوض حیاتی محل تولد: بندر ماهشهر سن: 25 محل شهادت: بندر ماهشهر زمان شهادت: 1367
درخواست وتقاضا داريم در صورتيكه از اين شهيد قهرمان اطلاعات بيشتري از جمله عكس وزندگي نامه و....داريد براي ما ارسال كنيد پيشاپيش نهايت سپاسگذاري را از شما داريم با ما در كانال تلگرام پيشتازان راه آزادي همراه باشيد Telegram.me/shahidanAzadi
مشخصات مجاهد شهید شاهین واصفی محل تولد: آبادان سن: 25 محل شهادت: اهواز زمان شهادت: 1367
درصورتيكه از اين شهيد قهرمان عكس ويا اطلاعاتي داريد براي ما ارسال كنيد باتشكر از شما با ما در كانال تلگرام پيشتازان راه آزادي همراه باشيد https://Telegram.me/shahidanAzadi
مشخصات مجاهد شهید بهرام کارگرفرد محل تولد: آبادان تحصيل: دانش آموز سن: 28 محل شهادت: اهواز زمان شهادت: 1367
درصورتيكه از اين شهيد قهرمان عكس ويا اطلاعاتي داريد براي ما ارسال كنيد باتشكر از شما با ما در كانال تلگرام پيشتازان راه آزادي همراه باشيد https://Telegram.me/shahidanAzadi
مشخصات مجاهد شهید مصطفی اسماعیلی محل تولد: آبادان تحصيل: دیپلم سن: 33 محل شهادت: کرمانشاه زمان شهادت: 1367
ستارگان زمین آنانی که میسوزند و راه را برای سپیده هموار میکنند با ما در كانال تلگرام پيشتازان راه آزادي ايران همراه شويد https://Telegram.me/shahidanAzadi
مشخصات مجاهد شهید بهمن خادمی محل تولد: اندیمشك تحصيل: دیپلم بهمن قهرمان در سال 1371 زمانی که عظم جزم کرده بود که به ارتش آزادی بخش بپيوندد درراه رسيدن دستگير و زنداني وسپس در تاريخي نامعلوم توسط دژخيمان تير باران مي شود از مزار اين شهيد قهرمان نيز اطلاعي دردست نيست وخانواده نيز مزار اين شهيد را نمي داند . روحش شاد و راهش پر رهرو باد درود براين شهيد قهرمان با ما در كانال تلگرام پيشتازان راه آزادي همراه باشيد https://Telegram.me/shahidanAzadi